بسیاری از مردم احساس میکنند که برای کارآفرین بودن به اندازه کافی باهوش نیستند، هر چند که مدرک قانع کنندهای وجود ندارد که نشان دهد آی کیو (IQ) بالا پیش نیاز کارآفرین بودن است. همه ما کسب و کارهای موفقی را سراغ داریم که توسط کارآفرینان تازه کار راهاندازی شدهاند. کارآفرینانی که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شده بودند. همچنین منابع و آمارهای زیادی وجود دارند که نشان میدهند در اغلب موارد "بچه های کف بازار" (افراد با تجربه) نسبت به "خورههای کتاب" (افراد باهوش) برتری دارند.
دیدگاه دیگر این است که انواع مختلفی از هوش وجود دارد، و همه ما در بعضی از آنها قوی هستیم و در بعضی دیگر ضعیف. ظاهرا بیشتر کارآفرینان موفق آنهایی هستند که دامنه وسیعی از علاقمندی ها، مهارتها و تجربه ها (بچه های کف بازار) دارند. با این حال در هر کدام از دامنه های ذکر شده عمق داشتن مهم نیست.
در اینجا تعاریف اولیه 8 نوع هوشی ارائه شده است که بیشتر توانایی های یک انسان را پوشش میدهند. من آنها را از دید خودم بر اساس میزان کاربرد آنها در کارآفرینی اولویت بندی کردهام:
کسانی که هوش زبانی بالایی دارند مهارت خوبی در استفاده از کلمات و زبانها از خود نشان میدهند. آنها معمولا در ارائه نظرات، خواندن، نوشتن و تعریف کردن داستان ها خوب هستند. کارآفرینان خوب برای هدایت تیم تحت رهبری خود، فروختن محصولات و خدمات به مشتریان و سرمایه گذاران و نوشتن طرح کسب و کار، به این مهارتها نیاز دارند.
این ویژگی ها تجسمی از مهارتهای اجتماعی هستند. کارآفرینانی که مهارتهای اجتماعی بالایی دارند با دیگران بهتر تعامل دارند. آنها میتوانند احساسات، انگیزهها و حالات دیگران را درک کنند و در مذاکره با آنها و درخواست کمک از آنها موثرتر عمل کنند. آنها عاشق کار با دیگران هستند.
برچسب: آیا کارآفرینی خوب است,
نویسنده: یوسف کاظمیان